کتاب از س ک س تا فراگاهی 

دوستان این فروشگاه جهت ارائه خدمات در زمینه مقالات،جزوات،تحقیقات و پایان نامه ها افتتاح شده است.کیفیت محصولات ملاک اصلی ما میباشد لطفا در مورد هر محصول نظرات خود را بیان نمایید تا دوستان شما نیز بتوانند از آن استفاده نمایند هیچ گونه نظری در سایت حذف نخواهد شد حتی نظرات منفی

http://kia-ir.ir

نظرسنجی سایت

کدام نوع از فایل های زیر مورد نیاز شماست؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 246
  • بازدید دیروز : 1286
  • بازدید کل : 9536505

پیوند ها

کتاب از س ک س تا فراگاهی


کتاب  از س   ک  س تا فراگاهی

هرچه "من" فردی قوی تر باشد، ظرفیتش برای یکی شدن با دیگری کمتر است. آن
"من" دیواری در این بین است، خودش را اظهار می کند. اظهار او چنین است:

تو، تو هستی و من، من هستم. فاصله ای بین تو و من هست. آن وقت مهم نیست
که من چقدر تو را دوست داشته باشم، شاید تو را در آغوش هم بگیرم، با این
وجود دو نفر هستیم. مهم نیست چقدر از نزدیک با هم دیدار کنیم، هنوز هم
فاصله ای در میان است؛ من، من هستم و تو، تو هستی. برای همین است که حتی
صمیمانه ترین تجربه ها نیز برای دیدار نزدیک انسان ها،با شکست روبرو می
شود. بدن ها نزدیک هم می نشینند ولی اشخاص دور باقی می مانند. تا جایی که
در درون، "من" وجود داشته باشد، احساس "دیگری" نمی تواند از بین برود.
سارتر جمله ای شگفت انگیز دارد: "دیگری دوزخ است." ولی توضیح نداد که چرا
"دیگری" دیگری است. دیگری "دیگر" است، زیرا که من "من" هستم. تا زمانی که
من، "من" باشم، دنیای اطراف، دیگری است؛ جدا و دور افتاده و تا وقتی که
جدایی در میان باشد تجربه ی عشق ممکن نخواهد بود.

عشق تجربه ی یگانگی است. عشق آن تجربه ای است که آن دیوار فرو ریخته باشد
و دو انرژی در یگانگی با هم دیدار کرده و یکی گشته اند. عشق آن تجربه ای
است که دیوارها بین دو نفر فرو ریخته و وجودهایشان با هم ملاقات کرده
اند، یگانه و یکی شده اند. وقتی این تجربه بین دو نفر اتفاق افتد، من آن
را عشق می خوانم.

س ک س نبايد چيزي قبيح باشد، نبايد به صورت چيزي زشت ديده شود، نبايد سرزنش و محكوم شود، نبايد سركوب شود، بلكه بايد حرمتي عظيم داشته باشد، زيرا ما از آن زاده شده ايم. س ک س خود منبع حيات ما است

وقتی همین تجربه بین یک نفر و تمامیت The Whole اتفاق بیافتد، آن را
خداگونگی Godliness می خوانم. اگر این تجربه بین تو و فردی دیگر رخ بدهد
_که تمام موانع ذوب شوند، که شما در سطحی عمیق تر در درون یکی شوید، هم
نوا شوید، یک جریان شوید، یک وجود شوید_ آن وقت این عشق است و اگر همین
تجربه بین یک فرد و تمامیت رخ بدهد _که فرد محو شود و با تمامیت یگانه
شود_ آنگاه این تجربه خداگونگی است. و بنابراین می گوییم که عشق نردبام
است و خداگونگی مقصد نهایی این سفر است. چگونه ممکن است که "دیگری" از
بین برود. تا وقتی که "من" از بین نرفته ام و "من" خودم را محو نکرده
باشم؟ "دیگری" مخلوق پژواک "من" است. هرچه بلندتر فریاد کنم: "من"،
"دیگری" با نیروی بیشتری خلق می شود. "دیگری" پژواک "من" انسان است.

کتاب "از س  ک  س تا فراآگاهی"، اوشو

  انتشار : ۲ آذر ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 508

فروشگاه جزوه تحقیق پاورپوینت

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما