پیوند ها
کتاب سبز - قابل ویرایش )
تعداد اسلاید : 28
1 اِنّی مٰا اَخٰافُ عَلیٰ اُمَّتی الفَقرَ وَلٰكِن اخٰافُ عَلَيهِم سُوءَ التّدبِيرِ حضرت رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلم من از فقر برامّتم بيم ندارم، لکن ازآنچه که بر امتم بيمناكم سوء تدبير است. مشخصات امام حسین (ع) پدر:علی ابن ابیطالب مادر:فاطمه دختر پیامبر کنیه:ابوعبدالله القاب:سید الشهداء و سبط اصغر تولد:سوم شعبان سال چهارم هجری مدت امامت:دو سال شهادت:جمعه دهم سال 61هجري در کربلا. امام حسين(ع) قبل از امامت امام حسین (ع) در3 شعبان سال 4 هجری در مدینه به دنیا آمد. پيامبر (ص) نام فرزنزهرا (س) را ”حسین“ نهاد. وی مورد علاقه شدید پیامبر خدا (ص) بود و آن حضرت در باره ی او فرمود: ”حسین منی و انا من حسین...“و در آغوش پیامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود. در دوران پدرش علی (ع) نیز از موقعیت والایی برخوردار بود. در دوران خلافت پدرش، در کنار آن حضرت بود و در سه جنگ ”جمل“، ”صفین“ و ”نهروان“ شرکت داشت. پس از شهادت پدرش که امامت به حسن بن علی (ع) رسید، همچون سربازی،مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود. پس از انعقاد پیمان صلح، با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) به مدینه آمد. با شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 49 و یا50 هجری، بار امامت به دوش سید الشهدا (ع) قرار گرفت. امام حسين(ع)در دوره امامت در دوران10ساله حکومت معاویه، امام همواره یکی از معترضین سرسخت نسبت به دستگیری و قتل های معاویه بود. وي یکی از محورهای وحدت شیعه و از چهرههای برجسته و شاخصی بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموی از نفوذ شخصیت او بیم داشت. با مرگ معاویه در سال 60 هجری، یزید به حاكم مدینه نوشت که از حسین (ع) به نفع او بیعت بگیرد. اما امام که فساد یزید و بیلیاقتی او را میدانست، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از سلطه یزید راه مبارزه را پیش گرفت.از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاری های کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه، ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامههایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ کوفیان در بیعت شان با مسلم، در روز 8 ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق حرکت کرد. با پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم، اوضاع عراق نامطلوب شد و امام که همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوی کوفه میرفت، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین کربلا در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت ولی تسلیم نیروهای یزید نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، در نبردی نابرابر همراه يارانش به شهادت رسید و با نثار خون پاک خویش مکتب نوپای اسلام را حیات جاودانه بخشید. موانع ولیعهدی یزید زمینه قیام امام حسین (ع) برخی از اقدامات قبل از قیام فلسفه قیام از دیدگاه امام حسین (ع) علل عدم همراهي مردم با امام حسین (ع) دلايل چرخش جمعیت به نفع بنی امیه برخی از نتایج قیام امام حسین (ع) آیا امام حسین (ع) می دانست شهید می شود ؟ اگر چنین است ، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفت ؟ بر اساس احادیث و روایات شیعی ، امامان (ع) از علم غیب موهبتی از سوی خداوند بهره مندند . خداوند متعال می فرمایند : ( عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول) جن 72 این آیه نشان می دهد که علم غیب اختصاص به خداوند دارد و کسی جز خدا آن را نمی داند . اما ممکن است پیامبر با رضایت پروردگار متعال ، بداند و نیز ممکن است دیگر انسان ها از سوی خدا و یا به تعلیم پیامبران ، از آن اگاهی یابند . علامه طباطبائی (ره) - صاحب تفسیر المیزان- در این باره می گوید : " سید الشهدا (ع) - به عقیده شیعه امامیه - سومین جانشین از جانشینان پیامبر اکرم (ص) و صاحبه ولایت کلیه می باشد . علم امام (ع) به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع - طبق آنچه از ادله نقلیه و براهین عقلیه بر می آید - دو قسم است : قسم اول : امام (ع) در هر شرایطی - به اذن خداوندی - به حقایق جهان هستی آگاه است ، اعم از آنها که تحت حس قرار دارند یا آنها که از دایره حس بیرون می باشند ؛ مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده . قسم دوم : علم عادی است که پیامبر (ص) و نیز امام (ع) مانند سایر افراد ، در مجرای اختیار و بر اساس علم عادی است و آنچه را شایسته می بیند ، انجام می دهد باید توجه کرد که علم قطعی امام به حوادث تغییر ناپذیر ، مستلزم جبر نیست ؛ همان طور که علم خداوند به افعال انسان ، مستلزم جبر نیست ؛ چرا که مشیت خداوندی به افعال اختیاری انسانی ، از راه اراده و اختیار تعلق گرفته است ؛ یعنی ، خداوند علم دارد که انسان با اختیار و اراده خود کدام کارها را انجام می دهد . درباره امام حسین (ع) نیز می دانیم و به نقل متواتر ثابت است که رسول اکرم (ص) و امام علی (ع) از شهادت سید الشهدا (ع) خبر داده بودند و این اخبار در معتبرترین کتاب های تاریخ و حدیث ضبط شده است . صحابه ، همسران ، خویشاوندان و نزدیکان پیغمبر (ع) این اخبار را بلاواسطه و یا با واسطه شنیده بودند . همچنین وقتی امام حسین (ع) عازم هجرت از مدینه به مکه معظمه شد و هنگامی که در مکه تصمیم به سفر عراق گرفت ؛ اعیان و رجال اسلام در بیم و تشویش افتاده و سخت نگران شدند . هم به ملاحظه اینکه به طور یقین می دانستند بر طبق اخبار پیغمبر (ص) شهادت در انتظار حسین (ع) است و هم به ملاحظه اوضاع روز و استیلای بنی امیه بر جهان اسلام و رعب و هراسی که از ظلم و ستم شان در دل ها افتاده و خفقانی که قلوب مسلمین را فرا گرفته بود ؛ از اینکه بتوان با حکومت ستمکار بنی امیه به مبارزه برخاست ، مأیوس و ناامید بودند و هم با امتحاناتی که مردم کوفه در عصر حضرت امیرالمومنین (ع) و امام حسن (ع) داده بودند ، روشن بود که امام حسین (ع) به سوی مرگ و شهادت سفر می کند و احتمال اینکه جریان به طور دیگر خاتمه یابد ، بسیار ضعیف بود . . امام حسین (ع) به طور مکرر از قتل خود خبر می داد ؛ اما از خلع یزید و تصرف ممالک اسلامی و تشکیل حکومت به کسی خبر نداد ؛ هر چند همه را موظف و مکلف می دانست که با آن حضرت همکاری کنند و از بیعت با یزید و اطاعت او امتناع ورزند و بر ضد او شورش و انقلاب بر پا نمایند . البته آن حضرت می دانست که چنین قیامی بر پا نخواهد شد و خودش با جمعی قلیل باید قیام کنند و کشته شوند . از این رو شهادت خود را به مردم اعلام می کرد . گاهی در پاسخ کسانی که از آن حضرت می خواستند سفر نکند و به عراق نرود می فرمود : " من رسول خدا را در خواب دیدم و در آن خواب به کاری مامور شدم که اگر آن کار را انجام دهم سزاوار تر است ." در کشف الغمه از حضرت زین العابدین نقل شده که فرمود : " به هر منزلی فرود آمدیم و بار بستیم، پدرم از شهادت یحیی بن زکریا سخن می گفت و از آن جمله روزی فرمود : از خواری دنیا نزد باری تعالی این است که سر مطهر یحیی را بریدند و به هدیه نزد زن زانیه ای از بنی اسرائیل بردند ". بنابر آنچه گفته شد مدارک و مصادر معتبر تاریخی دلالت دارند که امام حسین (ع) از شهادت خود و به دست نیامدن پیروزی نظامی ، علم و آگاهی داشت و قیام آن حضرت ، اعلان بطلان حکومت یزید ، احیای دین ، رفع شبهات و انحرافات فکری و نجات اسلام از ضربات کشنده حکومت یزید بود . هنر امام حسین (ع) در این بود که "حقانیت" خود را با پاسخ به دعوت کوفیان ، با تدبیر و "عقلانیت " پیش برد ؛ به گونه ای که بر همگان اتمام حجت شد و نهضت خود را با " مظلومیت " آمیخته کرد تا چهره ظالمان هر چه منفورتر در طول تاریخ باقی بماند و قابل محو شدن و کم رنگ تر شدن نباشد . لذا این رنگ الهی تنها با " شهادت و اسارت " جاودانه ماند . فلسفه و حکمت عزاداری بر امام حسین (ع) چیست ؟ مساله انسان سازی ، جامعه سازی و انتقال فرهنگ شیعی به نسل بعد در مجالس امام حسین (ع) قوی تر نیز می باشد ؛ زیرا ماهیت قیام امام حسین (ع) و نیز آموزه های تربیتی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی عاشورا ، در تعالی و بالندگی انسان و جامعه چشم گیر بوده و عناصر رویداد کربلا ، مولفه های اساسی و اصلی را در ترسیم فرهنگ شیعی رقم زده است که توسط مراسم سوگواری به نسل بعد منتقل می شود با توجه به بیانات ، سخنان و شعارهای عاشورا ، می توان عناصر انسان ساز ، جامعه ساز و فرهنگ ساز را ملاحظه کرد ؛ مواردی چون عبادت ، ایثار ، شجاعت ، توکل ، صبر ، امر به معروف و نهی از منکر ، نابودی اسلام در شرایط سلطه یزیدیان ، حرمت بیعت با کسی چون یزید ، شرافت مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار ، اندک بودن انسان های راستین در صحنه امتحان ، لزوم شهادت طلبی در عصر حاکمیت باطل ، زینت بودن شهادت برای انسان ، تکلیف مبارزه با سلطه جور و طغیان ، اوصاف پیشوای حق ، تسلیم و رضا در برابر خواسته خدا ، همراهی شهادت طلبان در مبارزات حق جویانه ، حرمت ذلت پذیری برای آزادگان و فرزانگان مومن ، پل بودن مرگ برای عبور به بهشت برین ، آزادگی و جوانمردی ، یاری خواهی از همه و همیشه در راه احقاق حق . در عین حال موارد ذیل علاوه بر موارد پیش گرفته ، می توانند حکمت عزاداری بر امام حسین را تبیین کنند نوعی اعتراض به ظالمان زمان و حمایت از مظلومان جهان عامل تقویت حس عدالت خواهی و انتقام جویی از ستمگران چرا باید حادثهی عاشورا را گرامی بداریم؟ چرا عزاداری سایر امامان (ع) مانند عزاداری امام حسین (ع) نیست ؟ این به دلیل گستردگی کمی و کیفی واقعه عاشوراست . وضعیت خاص جهان اسلام و مسلمانان ، حالات حاکمان مسلمان و ظلم های فراوان آنان ، در بند کشیده شدن انسانیت و آزادی ، تحقیر امت اسلامی ، سلب امنیت ، تشدید ظلم علیه شیعیا ، فراموشی آموزه هایی چون امر به معروف و نهی از منکر ، شیوع بدعت ها و ورود آنها به دین ، اخلال در وحدت مسلمانان ، فراموشی اخلاق اسلامی و انسانی و ... از یک سو و موقعیت ویژه اباعبدالله (ع) از جهت مظلومیت و تنهایی ، کیفیت برخورد مسلمانان به ظاهر دوست با حضرت ، نوع جنگ و برخورد فیزیکی با آن حضرت و اصحاب و اهل و عیالش ، آموزه ها و درس های تربیتی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی و به خصوص امام حسین (ع) از سوی دیگر ؛ همه و همه شکل خاصی به این حادثه داده است که ابعاد گوناگون ، پیچیده و ژرف آن ، موضوعات و مسائل فراوانی را برای تحقیق و پژوهش فرا روی محققان قرار داده است و این با توجه به وجود هزاران کتابی است که تا کنون در زمینه این رویداد ، به نگارش در آمده است . حضرت رسول (ص) امام علی (ع) ، حضرت زهرا (س) ، امام حسن مجتبی (ع) و معصومان پس از اباعبدالله (ع) ؛ به دلیل همین ویژگی های خاص و منحصر به فرد قصه کربلا ، این همه برای احیای یادکرد آن در قالب عزاداری تاکید فرموده اند . به هر روی نفس حوادث عاشورا و ابعاد گوناگون آن ، آن را واقعه ای بی نظیر در تاریخ ساخته است ؛ چنان که امام صادق (ع) فرمود : " لا یوم کیومک یا ابا عبدالله " و روشن است که نکوداشت هر واقعه ای ، به گستردگی آن بستگی دارد و چون حادثه عاشورا چنین است ، عزاداری آن نیز کماً و کیفاً با عزاداری برای واقعه های دیگر قابل مقایسه نیست . چرا در فرهنگ شیعه ، همیشه حزن ، اندوه و عزاداری حاکم است ؟ . البته در فرهنگ شیعه اعیاد بزرگی وجود دارد مانند روز تولد چهارده معصوم ، عید سعید غدیر خم ، عید قربان ، عید فطر ، مبعث و ... همه روزهای شادمانی و سرور است . . اگر ملتزمان به فرهنگ شیعی ، سرور و شادمانی خود را به صورت عزاداری علنی نمی کنند ، اشکال از فرهنگ نیست ؛ بلکه پیروان فرهنگ ، این کوتاهی را کرده اند . . در فرهنگ اسلامی به همان اندازه که به سوگواری بر اهل بیت (ع) تاکید شده است ، به سرور و شادمانی نیز توصیه شده است و حتی در کلمات و جملات گوناگونی ، به شادمان کردن دیگران امر شده است . رسول خدا (ص) به شادمان کردن فرزندان یتیم مومن ، کودکان و مومنان دستور داده اند . آن حضرت در حدیث زیبایی فرموده اند : " کسی که مومنی را شادمان کند ، مرا شادمان کرده است و هر که مرا شادمان کند ، خداوند را شاد کرده است " یکی از دلایل غائب بودن عزاداری بر سرور و شادمانی در فرهنگ شیعی ، ظلمی است که به اهل بیت (ع) رفته است ، ظلمی که نمی توان در تاریخ ، برابری برای آن پیدا نمود . از این رو ، بدیهی است که در حد ظلم عظیمی که بر امامان معصوم رفته است ؛ یاد کرد مظلومیت آنان در قالب سوگواری ، مرثیه و روضه خوانی گسترده تر از شادمانی باشد و در این میان از آنجا که ظلمی که به سیدالشهدا (ع) شده ، از ظلم های دیگر به امامان (ع) برتر و عمیق تر بود ، ذکر مصایب آن حضرت بیشتر و فراگیرتر است . سينه زنى از مراسم سنتى عزادارى براى سيد الشهدا«ع»و ديگر ائمه مظلوم،كه همراه نوحهخوانى و با آهنگى خاص بر سر و سينه مىزنند،گاهى هم سينه خود را لخت كرده،بر آنمىزنند.اصل اين سنت،بويژه در ميان عربها رواج داشته است.بعدها به صورت موجوددر آمده كه با انتخاب نوحههاى سنگين،حركات دستبر سينه مىخورد.به فردى هم كهبر سينه خود زده، عزادارى مىكند،«سينه زن»مىگويند. اينگونه نوحهگرى،ابتدا بصورت فردى بوده،اما با مرور زمان به شكل گروهى ودستجات سوگوارى در آمده است.«دسته گردانى و سينه زنى و نوحه خوانى كه در زمانصفويه رايجشده و توسعه پيدا كرده بود،در عصر قاجاريه با توسعه و تجمل بيشتر درپايتخت رواج داشت...دسته گردانى در عصر قاجار،بويژه در زمان ناصر الدين شاه باآداب و تشريفات و تجمل بسيار برگزار مىشد.دستههاى روز با نقاره و موزيك جديد وعلم و بيرق و كتل،و دستههاى شب با طبقهاى چراغ زنبورى و حجله و مشعل به راهمىافتاد و در فواصل دسته سينهزنها با آهنگ موزون سينه مىزدند.نوحه خوانى و سينهزنى حتى در اندرون شاهان قاجار،بين خانمهاى اندرون نيز متداول بود... نقش بصیرت در جاودانگی قیام امام حسین (ع) قیام عاشورا در افکار جامعه های دیگر چه تاثیری داشته است ؟ تفسیر کل یوم عاشورا و کل یوم کربلا چیست چرا ضریح مقدس امام حسین شش گونه است اولین کسی که مرقد امام حسین را زیارت کرد چه کسی بود؟ حضرت زینب در عاشورا و بعد از آن چه نقشی به او داده شد منابع برای ظهور قائم آل محمد صلوات
قسمتی از متن بالا پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()