پیوند ها
کتاب سبز - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 6
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکلها به بوي نافهاي کاخر صبا زان طره بگشايد ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دلها مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم جرس فرياد ميدارد که بربنديد محملها به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد که سالک بيخبر نبود ز راه و رسم منزلها شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفلها حضوري گر هميخواهي از او غايب مشو حافظ متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها ساقيا برخيز و درده جام را ساقيا برخيز و درده جام را خاک بر سر کن غم ايام را ساغر مي بر کفم نه تا ز بر برکشم اين دلق ازرق فام را گر چه بدناميست نزد عاقلان ما نميخواهيم ننگ و نام را باده درده چند از اين باد غرور خاک بر سر نفس نافرجام را دود آه سينه نالان من سوخت اين افسردگان خام را محرم راز دل شيداي خود کس نميبينم ز خاص و عام را با دلارامي مرا خاطر خوش است کز دلم يک باره برد آرام را ننگرد ديگر به سرو اندر چمن هر که ديد آن سرو سيم اندام را صبر کن حافظ به سختي روز و شب عاقبت روزي بيابي کام را روزه يک سو شد و عيد آمد و دلها برخاست روزه يک سو شد و عيد آمد و دلها برخاست مي ز خمخانه به جوش آمد و
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()