پیوند ها
کتاب سبز - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 31
معاني گوناگون حق واژههايي در زبان هست كه بار معنايي آنها هم سنگين و هم متنوع است. حق يكي از اين واژه هاست. معنايي كه اين واژه در ذهن ما القا ميكند چندان سيّال و چندان غني و پيچيدهاست كه معمولاً وقت و حوصله و دقت كامل را از ما ميگيرد و چه بسا كه از كاربرد آن با يك تصور مبهم و ناروشن خرسند ميشويم. اين جملة معروف را شنيدهايد كه ميگويد: «حق گرفتني است نه دادني». كمتر ميتوان اطمينان داشت كه گوينده و شنوندة اين جمله به روشني بدانند كه از چه سخن ميگويند. آن چيست كه گرفتني است و دادني نيست؟ ميدانيم كه صحبت از امري خوب و مطلوب و سودمند و دلپذير است. چيزي را ميخواهيم اما تصوري كه از آن درذهن ما نقش ميبندد سخت ناروشن و ابهامآلود است. واژة حق چه در تبادل عام، يعني زبان مردم كوچه و بازار، و چه در زبان نويسندگان و اديبانو اهل علم بيشتر به صورت اسم بهكاربردهميشود. درهمان جملة بالا «حق گرفتني است نه دادني» حق به صورت اسم بهكاررفتهاست. اما وقتي ميگوييم «سخن حق تلخ است» اين كلمه درمقام صفت قرارگرفتهاست. درزبان عربي حق به صورت فعل هم به كار ميرود كه ما در بحث كنوني نياز نداريم به آن بپردازيم. گفته ميشود «فلاني حقش آن نبود كه با او كردند»؛ يعني اين نه سزاي او بود. شعر معروف مولانا را در مثنوي ميخوانيم: كي توان حق گفت جز زير لحاف با تو اي خشمآور آتش سجاف يعني با چون تو آدمي حرف راست آشكارا نميتوان گفت. در جايي ديگر از مثنوي حق به معني مطلق حقيقت و دربرابر باطل به كار رفتهاست: زانـكه بيحق بـمطلي نـايد پـديـد قلب را ابـله بـه بـوي زر خــريــد آن كه گويد جمله حق از ابلهيست وانكه گويد جمله باطل او شقيست مقصود شاعر آن است كه انديشهها واعتقادات مردم نه همه با حقيقت وفق ميدهد و نه يكسره برخلاف
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()