پیوند ها
کتاب سبز - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 12
باسْمه (نیز: باصْمه ، بَسْمه ، بَصْمه )، واژة مأخوذ از ترکی برای طرحی که به وسیلة قلم یا قالب و موادی چون ورقه های نازک طلا یا نقره یا رنگ و نظایر آنها با فشار روی کاغذ یا پارچه و مواد دیگری از این قبیل ، منتقل می شد. این طرز کار شبیه شیوه ای است که برای تهیة پارچه های قلمکار اصفهان یا چیتهای ساده (چاپی ) به کار می رود. ظاهراً اصطلاح «باسمه » و «باسمه کاری »، پس از حملة مغول ، جایگزین مُهر و مُهرکردن شد؛ و اصطلاح «باسمه چی » یا «باسمه گر» نیز به کسانی اطلاق می شد که طرح را روی پارچه یا کاغذ منتقل می کردند. از این رو در تذکرة الملوک (ظاهراً تألیفِ 1137ـ1142)، باسمه چی ، به این معنی ، در کنار زرکوب و مُذَهِّب و کاغذگر به کار رفته است (1368 ش ، ص 71). در عهد شاهرخ (حک : 807ـ850) در گزارش سفر هیئتی که به چین رفته بودند، از نقش چهار اژدهای حمله ور که روی پرده ای از اطلس زرد باسمه زده شده و بالای سرِ شاه قرار داشته ، یاد شده است . این اصطلاح در شعر شاعرانی چون امیرعلیشیر نوایی (844 ـ 906)، وحید قزوینی (متوفی 1112) و ملاطغرا (متوفی 1078) هم به کار رفته است . تغییر معنی باسمه ، از نقش روی جامه یا کاغذ، به چاپ و طبع ، به دورة صفویه بازمی گردد. ظاهراً اصطلاح «باسمه خانه » (بصمه خانه )، به معنی چاپخانه نیز نخستین بار، در ایرانِ همین عهد به کار رفته است . چنانکه در فرهنگ سه زبانة گازوفیلاکیوم لینگو پرساروم (ذیل «باصمه خانه ») که یکی از کشیشان کَرْمَلی در ایران ، به نام آنژلوسِ سن ژوزف ، در 1670 تألیف آن را به پایان رسانده و در 1684 به چاپ رسیده است ، «باصمه خانه »، «کارخانة بصمه جی » و «مطبع » معنی شده است .
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()