پیوند ها
کتاب سبز - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 31
امام حسين (ع) در سوم ماه شعبان و به روايتي در پنجم شعبان سال چهارم هجرت به دنيا آمد . رسول اكرم (ص) او و حسن را بسيار دوست داشت و پيوسته مي گفت : « خداوندا ! من اين دو و پدر و مادر اين دو را بسيار دوست دارم . خدايا! دشمن ايشان را دشمن و دوست ايشان را دوست بدار .» از امام رضا (ع) نقل مي كنند كه شب عيد بود و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) چون ساير كودكان ، لباس عيد مي خواستند و فاطمه(س) ايشان را دلخوشي مي داد كه جامه هاي شما نزد خياط است و چون آماده شود ، خواهد آورد . شب عيد شد و باز كودكان درخواست خود را تكرار كردند . فاطمه (س) به آنها وعده داد . پاسي از شب گذشته بود كه در زدند . فاطمه (س) چون در را گشود مردي را ديد آراسته كه بقچه اي را به او تقديم كرد . فاطمه (س) بسيار خوشحال شد و جامه ها را بر فرزندان پوشانيد . روز عيد پيامبر (ص) بر آنها وارد شد و فرزندان خود را بوسيد و فرمود : « اي فاطمه ! آن كس را كه اين جامه ها را آورد شناختي ؟» فاطمه (س) گفت : « نه ، بخدا سوگند كه نشناختم و نمي دانستم كه نزد خياط لباس دارم.» پيامبر (ص) فرمود : « جبرئيل مرا آگاه كرد كه از بهشت ، خلعت هايي براي حسنين خواهد فرستاد و اين ، آن جامه ها هستند كه وي وعده كرد .» سجاياي امام حسين (ع) گويند روزي امام از كنار فقرا مي گذشت . آنها عباهاي خود را پهن كرده بودند و نان خشك مي خوردند . چون امام نزديك شد ، از او دعوت كردند . امام از اسب فرود آمد و كنار ايشان نشست . سپس گفت : « اينك كه من دعوت شما را
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()