پیوند ها
کتاب سبز - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 25
معني " سيره " ابتدا لغت " سيره " را معني بكنم كه تا اين لغت را معني نكنيم نمي توانيم سيره پيغمبر را تفسير بكنيم . " سيره " در زبان عربي از ماده " سير " است . " سير " يعني حركت ، رفتن ، راه رفتن " سيره " يعني نوع راه رفتن . سيره بر وزن فعلة است و فعله در زبان عربي دلالت مي كند بر نوع . مثلا جلسه يعني سبك و نوع نشستن ، و اين نكته دقيقي است . سير يعني رفتن ، رفتار ، ولي سيره يعني نوع و سبك رفتار . آنچه مهم است شناختن سبك رفتار پيغمبر است . آنها كه سيره نوشته اند رفتار پيغمبر را نوشته اند . اين كتابهايي كه ما به نام سيره داريم سير است نه سيره . مثلا سيره حلبيه سير است نه سيره ، اسمش سيره هست ولي واقعش سير است . رفتار پيغمبر نوشته شده است نه سبك پيغمبر در رفتار ، نه اسلوب رفتار پيغمبر ، نه متد پيغمبر. سبك شناسي مسئله متد خيلي مهم است . مثلا در باب شعر ، رودكي را مي گوئيم شاعر ، سنائي را هم مي گوئيم شاعر ، مولوي را هم مي گوئيم شاعر ، فردوسي را هم مي گوئيم شاعر ، صائب را هم مي گوئيم شاعر ، حافظ را هم مي گوئيم شاعر . براي يك آدمي كه وارد سبك شعر نباشد همه شعر است . مي گويد شعر ، شعر است ديگر ، شعر كه فرق نمي كند ولي يك آدم وارد مي فهمد كه شعر سبكهاي مختلف دارد ، شعر به سبك هندي داريم ، شعر به سبك خراسان داريم ، شعر مثلا به سبك عرفان داريم، و سبكهاي ديگر در شعر شناسي آنچه مهم است سبك شناسي است كه ملك الشعراي بهار كتابي در سبك شناسي نوشته است . حتي در نثر هم سبك شناسي هست و اختصاص به شعر ندارد . سبك شناسي غير از شعر شناسي و غير از ... خواجه نصيرالدين يك عالم است . ولي يك آدم وارد مي داند كه ميان سبك و متد و روش
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()