پیوند ها
کتاب سبز - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 58
مقدمه سيد محمد حسين بهجت تبريزي فرزند حـــاج مير آقا خشكنابي مقارن انقلاب مشروطيت و بين سالهاي 1285 – 1283 شمسي در روســتاي خشكناب نزديك بخش قره چمن متولد گرديد . پدرش كه در آغاز طلبه بود بعد مجتهد و سپس از وكلاي برجسته و ول وكيل آذربايجان مردي بود فـــاضل ، خوشنويس ، كريم الطبع وبا ايمان كه در سال 1313شمسي مرحوم و در قم مدفون شد . محمد حسين تحصيل را در مكتب خانه ي قريه ي زادگاهش با گلستان سعدي ، نصاب قران و حافظ آغاز كرد و نخستين مربي او والد ماجدش و بعد مرحوم امير خيزي بود . تحصيلات ايتدايي را در مدرسه هاي متحده و فيوضات و متوسطه را در تبريز و دارالفنون تهران به پايان رساند . در سال 1303 وارد مدرسه ي طب شد . تا آخرين ســال پزشكي را با هر مشقتي كه داشت سپري كرد و در بيمــارستان مراتب انترني را مي گذراندكه به سبب پيشامدهاي عاطفي و عشقي از ادامه ي تحصيل منصرف شد و كمي قبل از اخذ مدرك دكتري ، پزشكي را رهـا كرد و به دمات دولتي پرداخت . به قول خود شهريار اين شكست و ناكامي در عشق موهبت الهي بود كه او را از عشق مجـــازي به عشق حقيقي معنوي رساند . در اوايل جواني و آغاز شاعري « بهجت » و پس از سال 1300 كه به تهران رفت « شيوا » تخلص مي كرد ولي به انگيزه ي ارادت قلبي و ايماني كه از همــان كودكي و نوجواني به خواجه شيراز داشت براي يـــافتن تخلص بهتر وضو گرفت نيت كرد ودو بار از ديوان حافظ تفال كرد كه هر دو بار كلمه ي « شهريار » آمد و چه تناسبي داشت با غريبي او . و نيت تقاضاي تخلص از خواجه : غـــم غريبي مهنت چــــو بر نمي تـــابم روم به شهر خـــود و شهريـــــار خود ياشم دوام عمــر و ملك او بخواخ از لطف حق كه چرخ اين پكه ي دولت به نام شهرياران را هر چند خود نيتي درويشـــانه كرده بود و تخلصي « خاكســــــارانه » مي خواست ولي به
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()