نگاهی جامعه شناختی به مسائل بیماران کلیوی 

دوستان این فروشگاه جهت ارائه خدمات در زمینه مقالات،جزوات،تحقیقات و پایان نامه ها افتتاح شده است.کیفیت محصولات ملاک اصلی ما میباشد لطفا در مورد هر محصول نظرات خود را بیان نمایید تا دوستان شما نیز بتوانند از آن استفاده نمایند هیچ گونه نظری در سایت حذف نخواهد شد حتی نظرات منفی

http://kia-ir.ir

نظرسنجی سایت

کدام نوع از فایل های زیر مورد نیاز شماست؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 1459
  • بازدید دیروز : 1899
  • بازدید کل : 9611648

پیوند ها

نگاهی جامعه شناختی به مسائل بیماران کلیوی


فرمت فایل: پاورپوینت - ppt Image result for word 

کتاب سبز - قابل ویرایش ) 

 

تعداد اسلاید : 40
نگاهی جامعه شناختی به مسائل بیماران کلیوی سینماگران هم به نوعی، کار جامعه شناختی و کار تحقیقی انجام می دهند به معنای این که حقایق زندگی اجتماعی را ماهرانه آشکار می کنند، ... گاهی خیلی بهتر از بسیاری از جامعه شناسان، به خاطر این که نگاه دقیقی دارند و هنر را نیز به مدد گرفته اند. در متن مصاحبه ای که با خانم کارگردان- خانم آزاده بی زارگیتی- صورت گرفته بود و در سایت انسان شناسی و فرهنگ منتشر شده، می بینیم که ایشان چقدر ماهرانه به دقایق و ظرائف نوعی تحقیق مشاهده ای ِ میدانی واقف بوده اند و در کار خودشان لحاظ کرده اند. این که اشاره کرده اند که دوربین، در طول هفت هشت ماهی که فیلمبرداری به انجام می رسیده، به یکی از "اعضای خانواده" مبدل شده بود به خوبی گویای این مهارت و اشراف ایشان به کاری که پرداخته اند بود. (نقل قول از مصاحبه با خانم بی زار گیتی می کنم: «کم کم سعی کردم عضوی از خانواده باشم. ما در کنار هم غذا می‌خوردیم و من هرگز مدتی که او جلوی او بودم آب نخوردم، حتی اگر ساعت‌ها تشنه بودم، چون خوردن آب جز در مواقع دیالیز برایش ممنوع بود. سعی کردم دوربین هم مثل یکی از اعضای خانواده باشد، نه یک چشم فضول غریبه» http://www.anthropology.ir/node/11533) به منظور هدف این سخنرانی که نگاهی جامعه شناختی به مسائل بیماران کلیوی در ایران است، از منظر یک جامعه شناسِ پزشکی و سلامت، می خواهم ربطی میان: مسائل "حوزه پزشکی و سلامت و بیماری و درد و رنج انسان ها " و مسائل و عوامل اجتماعی فرهنگی جامعه برقرار کنم! خیلی ها تصورشان این است که "بیماری" اصولاً حیطه ی تخصصی ویژه ی پزشکان است، اما واقعیت این است که در دنیای اجتماعی ِ ما: الف- هم پزشکان به راحتی وارد حیطه ی مسائل اجتماعی می شوند و شده اند (پدیده ی پزشکی شدن medicalization ) و هم ما جامعه شناسان، ناچاریم به عواملی اجتماعی و فرهنگی بپردازیم که می توانند بر: تجربه ی بیماری، فرایند بیمارشدن احتمال درمان بیماری تجربه ی دردکشیدن، پی آمدهای روحی روانی آن، انزوا و طرد فرد بیمار، و از دست دادن مواهب و فرصت های زندگی و در مجموع، مرگ و زندگی افراد بیمار، به طور مستقیم و غیر مستقیم اثر بگذارند . سلامت، بیماری و تجربه ی درد، همانطور که تولد و مرگ انسان ها همه و همه در یک بستر اجتماعی فرهنگی متحقق می شود و کاملاً تحت تاثیر آن قرار دارد سالم به دنیا آمدن، سالم بزرگ شدن، سالم به زندگی ادامه دادن، (سلامت با همه ی ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی اش)، و از سوی دیگر، بیمار شدن، دسترسی یافتن یا عدم دسترسی به درمان (انواع درمان از نوع سنتی اش، مردمی اش، مدرن اش یا جایگزین و مکمل اش)، طی مراحل بهبودی و معالجه، کندی یا سرعت مراحل درمان، و برخورداری یا عدم برخورداری از امکانات درمانی لازم، تا حد زیادی متاثر از عوامل اجتماعی اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی است، همانقدر که تحت تاثیر عوامل ارزشی، مذهب، باورها، اخلاق و ارزشهای مادی و معنوی است. نگاهی به بیماری و بیماران کلیوی: از حدود 5 سال پیش انجمن جهانی بیماریهای کلیه روز دهم مارس هر سال را به عنوان روز جهانی کلیه برگزیده تا در این روز اطلاع رسانی کافی درباره بیماریهای کلیوی به مردم صورت گیرد. بر همین اساس هر سال یکی از موضوعات مربوط به بیماریهای داخلی کلیه به عنوان شعار سال انتخاب می‌شود که شعار سال 1389 "با حفاظت از کلیه ها، قلب خود را نجات دهید" اعلام شده است (http://www.asriran.info/view/594.aspx). در حالی که عوارض نارسایی کلیه می تواند فرد را از پا در آورد، گفته می شود حدود 10 تا 15 میلیون نفر در کشور ایران مبتلا به بیماری کلیه هستند اما هنوز این بیماری در وجود آنها خاموش است و از عوارض خطرناک آن اطلاعی ندارند (همان منبع) در حال حاضر 15 هزار نفر بيمار دياليزي در ایران وجود دارد كه براي ادامه زندگي هفته اي 3 بار دياليز مي شوند و سالانه 17 درصد به اين گروه از بيماران افـزوده مي‌شـود. ايـن در حالـي اسـت کـه بسياري از افراد جامعه از بيماري حاد کليوي خود اطلاع ندارند. در حالي که با يک آزمايش خون به راحتي مي توان مسير زندگي خود را قبل از گرفتار شدن در چنگال دياليزي تغيير داد (http://shc.sums.ac.ir/nephrogenicweek2007.htm)    نرخ مرگ و مير سالانه بيماران دياليزي در كشورهاي پيشرفته  بالاي 20 درصد است، درحالي كه اين رقم در ايران كمتر از 16 درصد است كه دليل اصلـي آن، بـالا بـودن سن گيرندگان دياليز در آن كشورهاست‌. از سوي ديگر در ايران رقم پيوند كليه 24 مورد به ازاي هر يك ميليون نفر است كه اين رقم در كشور‌هاي در حال توسعه 1 تا 5 مـورد و در كشورهـاي پيشرفتـه 20 تا 40 مـورد اسـت و علـت اصلي بالا بودن آمار ايران در زمينه پيوند كليه، مجاز بودن پيوند از فرد زنده است كه 80 درصد را شامل مي‌شود در حالي كه در كشورهاي ديگر جايز نيست(http://shc.sums.ac.ir/nephrogenicweek2007.htm)). بعد آگاهی و اطلاعات فردی/جمعی/ نهادی یک جامعه شناس سلامت می تواند از تاثیر عامل پایگاه اقتصادی اجتماعی فرد (سطح سواد، تحصیلات، درآمد، و امکانات مالی) بر: «رفتار بهداشتی» افراد به عنوان عامل تاثیرگذار صحبت کند، که حساسیت فرد به وزن خودش، توجه به فعالیت های ورزشی، بدنی، سبک زندگی بهداشتی، تغذیه ی سالم، کسب اطلاعات بهداشتی، و اهمیت به انواع چک آپ های منظم، واکسیناسیون، و نظایر آن را شامل می شود، و از سوی دیگر، به رفتار بیماری (درک نشانه ها و عکس العمل مناسب) یا مقابله ی موثر، صرف وقت و توجه و پیگیری درمان و اقدامات لازم بدون هدر رفتن زمان تاثیر بگذارد، که بر درمان موثر تر تاثیرگذار است بپردازد. صحبت کنیم. بیماریهای کلیوی، مانند خیلی بیماری های دیگر حتی سرطان ها- از جمله بیماری هایی است که اگر رفتار بهداشتی health behavior درستی اتخاذ شده باشد (مثلاً چک آپ های منظم صورت بگیرد)، یا اگر رفتار بیماری illness behavior درستی در میان افراد جامعه رایج باشد (واکنش درست نسبت به نشانه های اولیه بیماری) و به موقع نشانه های آن را تشخیص بدهند و جدی بگیرند، از وخامت بیماری یا مرگ-بار بودن آنها، کاسته می شود یا می تواند به درمان موثرتری منجر شود (= کاهش بار بیماری/کاهش مرگ و میر) نقل قول می کنم: «زنان ومردان درتمامی سنین، از فرهنگ ها و مذاهب گوناگون، با خصوصیات خاص خود، ممکن است دچار این بیماری شوند. ابتلا به بیماری کلیوی و تصمیم گیری برای شروع دیالیز، همه را تحت تاثیر قرارمیدهند، تمامی این گروه از بیماران هنگامی که برای نختستین بار از شرایط جدید خودآگاه می شوند دچار سردرگمی و بلاتکلیفی شده و عکس العمل های مختلفی از خود نشان می دهند (http://cffsd.org/fa/news/post1323.php) تاکید من در اینجا معطوف به ضرورت "وجود نظام اطلاع رسانی بهداشتی گسترده و موثر" در جامعه است. سوال این است که: (افراد جامعه ی ما، تا چه حد با بیماری ها آشنایند، حساسیت لازم و اطلاع از «ابتلاپذیری» نسبت به بیماری های مختلف که تهدیدشان می کند، را دارند، یا چقدر می دانند در صورت بروز مشکل، از کجا و چه کسی یاری دریافت کنند، حمایت بشوند، تا دچار ترس، درماندگی، سردرگمی نشوند، و از سوی دیگر: این اطلاعات، راهنمایی های بهداشتی، و راهگشا، در کجا برای شان فراهم شده است؟! آموزش رسمی؟ نهادهای دولتی؟ نهادهای غیردولتی؟ رسانه های همگانی؟ یا هر آنچه در عمل به کمک شان می آید یا امید دریافت اش را دارند، مبتنی بر تلاش های فردی و پراکنده ی خودشان، و آزمون و خطا است؟ بیماران از سوی چه کسی باید حمایت شوند: نظام درمانی، بیمه های درمانی، انجمن های غیردولتی، خانواده و اقوام، دوستان، ؟! یا کمک هایی ممکن را باید از طریق پس انداز خود (تامین فردی نه اجتماعی) در تبلیغات فروش کلیه در سطح خیابان و روزنامه ها بجویند؟ در این جا، البته، می توان به نقش طبقات اجتماعی و فاصله ی سطح سواد و تحصیلات افراد و خانواده ها اشاره کرد، اما همچنین می توان از مسئولیت دولت در زمینه ی اطلاع رسانی، آگاه سازی، شفافیت و غیره صحبت کرد، (مثال های رایج: بروشورهای ساده ی توضیح نکات بهداشتی، و معرفی نشانه های بیماری ها، بحث های آموزشی، در سطح رسانه ها، در سطح نهادهای آموزشی، تامین هزینه ی تهیه ی فیلم های داستانی یا مستند مانند همین که دیدیم) اما، بودجه ی همین فیلم (فرشته ای روی شانه راست من) از کجا تامین شده است؟ از یک نهاد غیر دولتی(بنیاد بیماری های خاص سفارش دهنده ی این فیلم بوده است). بعد اقتصادی/مالی سلامت و بیماری: ما در این فیلم شاهد این هستیم که افرادی در جامعه هستند که تنها برای تامین مسکن خود به فکر «فروش کلیه» خود افتاده اند تنها در ازای 5 میلیون تومان! اعضای بدن در این جامعه ابزار کسب درآمد شده اند، عامل اقتصادی، بر سلامت افراد جامعه به این شکل تاثیر می گذارد/ همانطور که در موارد دیگر، نیز شاهد این هستیم که زنانی در کشور ایران هستند که رحم خود را اجاره می دهند، و با اصطلاحاتی نظیر «رحمِ جایگزین» آشنا شده ایم و در همان شرایط است که امروزه، دیگر دیدن آگهی های خرید و فروش کلیه بر دیوارها و ویترین فروشگاه ها، به امری عادی (!) تبدیل شده است.   مسئله ی دیگر، سوی دیگرِ این داد و ستد «عادی شده» ی در جریان است: مسئله ی نیازمندی و نیازِ مالیِ افراد بیمار در جست و جوی بازیابی سلامت، و درمان بیماری شان که در ناتوانیِ خویش، رو به سوی افراد کمک کننده و خیرینی باید باشند که ناتوانی شان را جبران کنند. در این فیلم شاهد پدیدار شدن ناگهانی یک فرشته از میان خیل عظیم آدمیزادهایی هستیم که در این تنگنای اقتصادی آشنا، به داد بیمار ما (شخصیت اصلی داستان) می رسد. سوالی که پیش می آید: "مسئولیت" در قبال تامین نیازهای مالی افراد برای بهبودی و درمان، بر عهده ی کیست؟ یا باید باشد؟ - فرد ؟ - یا نهادهای دولتی؟ - یا نهادهای غیردولتی؟ - یا افراد نیکوکار، که پراکنده عمل می کنند و باید به صورت استثنایی به صورت "فرشته هایی معدود" در میان انبوهی از انسان ها برای نجات جان انسان های بیمار وارد عمل شوند؟ به گزارش اين روزنامه « فروش اعضای بدن مشکلی است که علاوه بر کشور‌های برزيل، چين، هند، حالا ديگر برای مردم ايران نيزعادی شده و به راحتی از کنار آن می‌گذرند » و « اين معضل با اين که بارها کارشناسان و مسئولان در خصوص تبعات آن هشدارهايی را داده اند انگار به صنعتی تبديل شده که رسالت اش خريد و فروش اندام‌های انسان هاست. صنعتی که نه تنها هيچ ضابطه و قانونی در خصوص آن وجود ندارد بلکه تا زمانی که فقر، سيستم بهداشت عمومی ناکارآمد و فرهنگ پايين در کشور‌های جهان وجود دارد رونق روزافزون می يابدمی‌خواهد به حيات خود ادامه دهد.» روزنامه ابتکار همچنین نوشته که محمدجواد نظری ‌مهر ( نماينده کردکوی، بندرترکمن و بندرگز) يکی از اعضای کميسيون بهداشت مجلس شورای اسلامی « با ابراز تأسف درباره افزايش غيرقانونی خريد و فروش اعضای بدن به‌ويژه، کليه در کشور»، به صراحت فقر را عامل گسترش بازار فروش اعضای بدن معرفی کرده و گفته است که « اوضاع بد اقتصادی در کشورموجب شده که مردم به ‌ويژه جوانان برای حل مشکل‌های اقتصادی خود اقدام به فروش کليه کنند.»   روزنامه ی ابتکار همچنين از رواج « تبليغ و فروش اعضای حياتی بدن از جمله کليه، بخش هايی از کبد و حتی قرنيه از طريق اينترنت» خبر داده و ايران را در رديف کشورهای هند، پاکستان،مولداوی، مصر، چين و برزيل  قرار داده که « تجارت اعضای بدن » در آن ها ابعاد گسترده ای دارد بعد اقتصادیِ داد و ستد اعضای بدن، نقشِ سوال برانگیز پزشکانی را هم که سهمی در گسترش ابعاد و هزینه های تحمیل شده بر بیماران برعهده دارند، در قالب کارگزاران و مشارکت کنندگان حرفه ای درخدمتِ صنعت و تجارت سودآور خرید و فروش (بخوانید قاچاقِ) اعضای بدن پررنگ تر می سازد. ابعاد اجتماعی فرهنگی: حمایت اجتماعی: مطالعات نشان داده در مورد وخیم ترین سرطان ها نیز وجود یک منبع تسلای خاطر/ منبع ابراز محبت، همدلی، پشتیبانی، بسیار مثبت و موثر عمل می کند: حتی دست مهربانی که بر گونه ی فرد قرار می گیرد، ابراز دوستی، لبخند و نگاه محبت آمیز اطرافیان، آرامش روانی و احساس امنیت برقرار می کند.   ارجاع به صحنه های فیلم در این ارتباط: واقعیت این است که دچار شدن به بسیاری از بیماری در افراد، موجب طرد اجتماعی و عدم برخورداری افراد بیمار از انواع حمایت ها و نیز مواهب و فرصت های زندگی (از قبیل ادامه ی تحصیل، فرصت های شغلی، و به ویژه فرصت های همسرگزینی و روابط صمیمانه ) می شود.   - سوال: چقدر احتمال میدادید که نامزد شخصیت اصلی داستان، در صورت ادامه ی رابطه، در طول چند سال بیماری و رنج او در کنار او می ماند، و اکنون پس از این که بیماری، تخفیف یافته است، چقدر فرصت ازدواج برای این فرد قابل پیش بینی است؟ در موارد بیماری های دیگری به عنوان مثال سرطان ها، بسیاری از زنانی که دچار سرطان پستان می شوند با طلاق از جانب همسران شان روبرو می شوند یا فرصت های ازدواج شان از دست می رود.   انگ بیماری/ طرد اجتماعی/ انزوا این گونه، ناملایمات در مورد برخی دیگر از بیماری ها نظیر ایدز (که با باورهای نادرست، تابوهای اجتماعی و احساس ترس و مسائلی که جنبه ی اخلاقی پیدا کرده توام شده باشد) حتی سنگین تر و تاسف بار تر است که "حتی افراد بیمار را که برچسب می خورند، را، گاه، حتی از همسایگی شان هم به دور می خواهند!" نقلِ شکایت یکی از مادرانِ اچ آی وی مثبت(که از طریق همسر معتاد خود مبتلا گشته بود) در همایش ایدز که از صحبت همسایه اش که ایشان را ترغیب به نقل مکان به مکان ویژه ی «بیماران ایدزی» موید این امر نامطلوب است. می دانیم که افراد عادی جامعه، متمایل به این هستند که هر چه بیشتر با اکثریت همرنگ و هماهنگ باشند تا در پوشش حمایت جمعی قرار بگیرند. در چنین شرایطی در جامعه، هنگامی که افراد، به مشکلاتی از پی بیماری شان دچار می شوند که در ظاهر ایشان نمایان می شود، این کاستی یا فزونی که موجب ناهمرنگی و نشانه های بصری می شود، بیشتر باعث بروز واکنش های نامطلوب و طرد از سوی دیگران می شود، حتی اگر بیماری مربوطه مسری هم نباشد. هر گونه ناهمگونی با دیگران در سطحی که از نظر افراد عادی جامعه – نا بهنجار- تلقی می شود عامل به انزوا کشیدن بیماران است(موارد مشابه، بیماران تالاسمی یا افراد دارای سندرم دان هستند)، نظیر مشکلاتی که در ظاهر بدنی شخصیت اصلی داستان مشاهده می شود، و خواسته یا ناخواسته، مانع از این می شود که فرد بتواند به جریان عادی ارتباطات اجتماعی اش و بهره گیری از توانایی هایش برای رشد و اعتلای خود بپردازد. 23 الی 30 آبان هفته حمايت از بيماران كليوي است با تشکر از وقت و توجه شما

قسمتی از متن بالا پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در جزوه باز آنی فایل را دانلود نمایید .

  

 « پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »

  انتشار : ۳ تیر ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 451

فروشگاه جزوه تحقیق پاورپوینت

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما